درگوشی

اگر تنهاترین تنهایان شوم ، باز هم خدا هست، او ، جانشین تمام نداشته های من است

پارسال بود
 
تقریبا از همین زمان ها اتفاق افتاد.
 
و من کل زندگیم رو در یک مقطع جا گذاشتم.
 
حالا هم دلتنگی, سهمم از اون همه دوست داشتن بود...
 
چه رفتار سختی داشت دنیا باهام

نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم بهمن 1393ساعت 23:23 توسط نازنین|



منتظر آمدن همه نباش

 

يك نفر هيچ وقت نمى آيد

نوشته شده در یکشنبه ششم مهر 1393ساعت 23:21 توسط نازنین|



نوشته شده در سه شنبه پنجم اسفند 1393ساعت 23:25 توسط نازنین|




:ادامه مطلب:
نوشته شده در دوشنبه چهارم اسفند 1393ساعت 23:54 توسط نازنین|



صبح است

صبح خیلی زود

و بیدار شده ام تا دوست داشتنت را

زودتر از روزهای قبل

شروع کنم ..

لیلا کردبچه

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم بهمن 1393ساعت 23:21 توسط نازنین|



به یاد تو هستم

کاش

خداحافظی نمی کردی و می رفتی

من عمری خداحافظی تو را

به یاد داشته ام ...

 

پاییز پشت پنجره

استوار ایستاده است

مرا نظاره می کند

که چرا من

هنوز جهان را ترک نکرده ام

من که قلب فرسوده دارم

من که با قلب فرسوده

کم کم تو را فراموش می کنم ..

 

احمدرضا احمدی

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم بهمن 1393ساعت 23:18 توسط نازنین|




:ادامه مطلب:
نوشته شده در پنجشنبه نهم بهمن 1393ساعت 23:46 توسط نازنین|



 

می توانید درک کنید
 
آدمی که روز و شب
 
آرزوی رسیدن به کسی را دارد
 
که هر روز و شب
 
جلوی چشمانش است
 
و نمی تواند به او دست یابد
 
چه حسی دارد آن آدم ؟
نوشته شده در پنجشنبه نهم بهمن 1393ساعت 23:25 توسط نازنین|



 

به یک جایی از زندگی که رسیدی،

می فهمی رنج را نباید امتداد داد

باید مثل یک چاقو،

که چیزها را می بُرد و از میانشان می گذرد

از بعضی آدم ها بگذری

و برای همیشه تمامشان کنی!
نوشته شده در پنجشنبه نهم بهمن 1393ساعت 23:15 توسط نازنین|



کاش میشد زمان برگرده عقب...

نوشته شده در یکشنبه پنجم بهمن 1393ساعت 23:35 توسط نازنین|




چه سعادتی است که کسی پیدا شود که دوستش بداری

و او هم تو را دوست بدارد .. آن هم در محلی زیبا و آرام …

نوشته شده در پنجشنبه دوم بهمن 1393ساعت 23:26 توسط نازنین|



چقدر این دوست‌داشتن‌های بی‌دلیل خوب است

 مثل همین باران بی‌سوال

که هی می‌بارد ....

که هی اتفاقا آرام و

شمرده

شمرده

می‌بارد....

سید علی صالحی

نوشته شده در پنجشنبه دوم بهمن 1393ساعت 23:25 توسط نازنین|



زمان همه چیز را در ست میکند
 
گرمای آفتاب را می آورد

تا آب گلدان ها را بخار کند.

موریانه ها را می آورد

تا صندلی خالی ات را با خود ببرند

و عنکبوت ها را

تا روی قاب عکس ات

شکار یاد بگیرند.

زمان همه چیز را درست می کند.

و من نشسته ام

به جهانی فکر می کنم

که قلب در آن

تنها تکه گوشتی ست

که فاسد می شود.

(محسن حسین خانی)
نوشته شده در چهارشنبه یکم بهمن 1393ساعت 23:16 توسط نازنین|



عشق
چیز عجیبی ست
وقتی از من
ديكتاتوری می سازد ، زود رنج
كه تنها تو را انحصاری می خواهد ...
از تو
نازک دلی كه اشک مرا
تاب نمی آورد ...
عشق چيز عجيبی نيست !
شايد ...
اما من و تو ،
عجيب عاشق شده ايم ...

ماندانا طورانی
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم دی 1393ساعت 23:51 توسط نازنین|



دلت که میگیرد هیچ صدایی حالت را خوب نمیکند
 
دلت که میگیرد حتی خواب های رنگی هم حالت را خوب نمیکند
 
دلت که میگیرد تنها خود دلت حالت را خوب میکند!!!.
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم دی 1393ساعت 23:49 توسط نازنین|



ناگهان بین من و تو

آنقدر فاصله افتاد

که نامش را

می توانی سفر بگذاری

نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم دی 1393ساعت 23:46 توسط نازنین|



برای خوشبخت شدن با یک مرد کافی ست او را باور کنی

حتی اگر دوستش هم نداشته باشی

و برای خوشبخت شدن با یک زن کافی ست او را دوست داشته باشی

حتی اگر باورش نداشته باشی

نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم دی 1393ساعت 23:45 توسط نازنین|



گاهی عشق بر خلاف قوانین فیزیک عمل میکند
هرچه به معشوق نزدیک تر می شوی
دورتر به نظر می رسد

هر چه فاصله اش بیشتر میشود
بزرگتر دیده میشود
چشم میبندی ، میبینیش
چشم باز میکنی ، نیست
هرگاه دیدی چنین است
صمیمانه به خودت تسلیت بگو ...!!
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم دی 1393ساعت 23:44 توسط نازنین|



تنها دردی که شاید هنگام مردن داشته باشم
این است که
مرگ من از درد عشق نباشد !


عشق در زمان وبا
گابریل گارسیا مارکز
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم دی 1393ساعت 23:42 توسط نازنین|



 

در پشت چارچرخه فرسوده ای / كسی
 
خطی نوشته بود:
 
"من گشته ام نبود !
 
تو دیگر نگرد
 
نیست!"...

گر خسته ای بمان و اگر خواستی بدان:
 
ما را تمام لذت هستی به جستجوست.
 
پویندگی تمامی معنای زندگی ست.
 
هرگز
 
"نگرد! نیست"
 
سزاوار مرد نیست...

فریدون مشیری
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم دی 1393ساعت 23:42 توسط نازنین|




مطالب پيشين
» پارسال بود
» منتظر آمدن همه نباش يك نفر هيچ وقت نمى آيد
» آنان كه گذشته را بخاطر نمی آورند، محكوم به تكرار آنند...
» شخصی 49
» صبح است
» به یاد تو هستم
» شخصی48
» می توانید درک کنید
» به یک جایی از زندگی که رسیدی،
» کاش میشد زمان برگرده عقب...
Design By : ParsSkin.Com