درگوشی

اگر تنهاترین تنهایان شوم ، باز هم خدا هست، او ، جانشین تمام نداشته های من است


ادعای بی تفاوتی سخت است !
آن هم
نسبت به کسی که
زیباترین حس دنیا را
با او تجربه کردی ...

نوشته شده در یکشنبه سوم فروردین 1393ساعت 23:24 توسط نازنین|



دنبال “مخاطب خاص” نوشته هایم نباشید !

ارزش “خاص بودن” را نداشت . . .

نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1392ساعت 2:11 توسط نازنین|




امکانش هست
 
ناگهان
 
تکانم دهی
 
و با انگشتت بگویی :
 
اتوبوس رفت ، جا ماندی ! .

امکانش نیست ؟
 
به همین سادگی که می روی
 
زندگی را برایم تعریف کنی ،
 
وقتی
 
پُشت در ِ دلم چسبانده ام
 
" تو تمام ِ زندگی ِ منی " ! ..
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مرداد 1393ساعت 0:10 توسط نازنین|




نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مرداد 1393ساعت 0:8 توسط نازنین|




وای بر آن روزی که چیزی- حتی عشق- عادتمان شود.

عادت همه چیز را ویران می کند، از جمله عظمت دوست داشتن را ...

نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مرداد 1393ساعت 0:3 توسط نازنین|



ﻋﺎﺩﺕ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﺑﻪ ﺍﯾـﻨﮑﻪ ﻫــﻤــﯿــﺸﻪ
 
ﺩﺭ ﺑﺤﺮﺍﻥ ﻫــﺎﯼ ﺯﻧﺪﮔــﯽ ﺍﻡ،ﺧــﻮﺩﻡ ﻫﻮﺍﯼ ﺧــﻮﺩﻡ ﺭﺍ
 
ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻢ …
 
ﺩﺭ ﺷـــﺐ ﻫﺎﯼ ﺑﯿﺨــﻮﺍﺑﯽ،ﺧــﻮﺩﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺧــﻮﺩﻡ ﻻﻻﯾﯽ
 
ﺑﺨــﻮﺍﻧﻢ …
 
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻐﺾ ﻣﯿــﮑﻨﻢ،ﺧﻮﺩﻡ،ﺧــﻮﺩﻡ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻏــﻮﺵ
 
ﺑﮕــﯿﺮﻡ ﻭ ﺩﻟــﺪﺍﺭﯼ ﺑﺪﻫــﻢ …
 
ﻣــﯿــﺒــﯿﻨــــــــــــــﯽ؟ …!
 
ﺗــﻨﻬـﺎﯾﯽ،ﺑﺎ ﻫـﻤــﻪ ﯼ ﺩﺭﺩﯼ ﮐـﻪ ﺩﺍﺭﺩ،ﻣـﺮﺍ ”ﻣــﺮﺩ ” ﺑﺎﺭ
 
ﺁﻭﺭﺩﻩ …
 
ﺁﻧـﻘﺪﺭ ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﻤـﻪ ﯼ “ ﺯﻧـﺎﻧﮕﯽ ﺍﻡ ” ،
 
“ ﻣـﺮﺩﺍﻧﻪ ” ﺑﻪ ﺧــﻮﺩﻡ ﺗﮑﯿﻪ ﻣﯿــــــﮑﻨﻢ
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم مرداد 1393ساعت 0:0 توسط نازنین|



ﻋﺎﻗﺒﺖ، ﯾﮏ ﺭﻭﺯ،

ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ

ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺭﻓﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﺭﺍ

ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﻣﯽ ﺑﺮﺩ ...

نوشته شده در جمعه بیست و چهارم مرداد 1393ساعت 23:54 توسط نازنین|



از یه جایی به بعد ...

به همه چیز و همه کس بی اعتنا می شی ،

دیگه نه از کسی می رنجی ،

نه به عشق کسی دل می بندی ...

نوشته شده در جمعه بیست و چهارم مرداد 1393ساعت 23:53 توسط نازنین|



نوشته شده در دوشنبه بیستم مرداد 1393ساعت 23:10 توسط نازنین|




:ادامه مطلب:
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم تیر 1393ساعت 0:24 توسط نازنین|



بعد اون روز دلم یه روز خوش ندید

شدم یه آدم تنها یه افسرده شدید

میدونم که شاید دلت واسه من نمیسوزه

دوست دارم دوست دارم هنوزم که هنوزه

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم تیر 1393ساعت 0:0 توسط نازنین|



 
این روز ها کسی به خودش زحمت نمی دهد
 
یک نفر را  کشف کند!
 
زیبایـی های را بیرون بکشد ...
 
تلخـــــــی هایش را صبر کند ...
 
آدم های امروز، دوست های کنسروی می خواهند!
 
یک کنسرو که درش را باز کنند و یک نفر شیرین و مهربان
 
از تویش بپرد بیرون!
 
و هی لبخند بزند و بگوید:

" حـق با توست! "
نوشته شده در شنبه بیست و هشتم تیر 1393ساعت 23:59 توسط نازنین|



نوشته شده در شنبه بیست و هشتم تیر 1393ساعت 23:54 توسط نازنین|



من هیچ حرفی رو دوبار تکرار نمی کنم!
 

فقط وقتی که بخوام هزار بار دیگه تکرارش کنم!

مثل گفتن جمله دوستت دارم به تو!

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393ساعت 23:6 توسط نازنین|



آمدی،

چشم و دلم روشن..

حالا بمان دیگر،

بگذار فعل ها هم عاشق بودن را صرف کنند

"فریبا فوقانی"

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم تیر 1393ساعت 22:50 توسط نازنین|



مرا ببخش..

که با دوری ات،

زنده ام

هنوز...!

نوشته شده در دوشنبه دوم تیر 1393ساعت 22:48 توسط نازنین|




با خودمان می گوییم عادت می کنیم..

با صراحت زیادی این جمله را تکرار می کنیم!

آن چیز که هیچ کس نمی پرسد، این است که..

به چه قیمتی عادت می کنیم؟!

نوشته شده در دوشنبه دوم تیر 1393ساعت 22:46 توسط نازنین|



چه کرده ای با من

که این روزها

تــــو رافقط به اندازه ی

یک اشتباه می شناسم ؟!؟!؟

نوشته شده در دوشنبه دوم تیر 1393ساعت 22:43 توسط نازنین|



اگر عاشقی

زود به قضاوت منشین

زیرا

عاشقان صبوری می‌‌‌آموزند و گذشت

از آن هنگام که می‌گویند:

«دوستت دارم »

 

نوشته شده در دوشنبه دوم تیر 1393ساعت 22:42 توسط نازنین|



منو حالا نوازش کن، که این فرصت نره از دست

شاید این آخرین باره، که این احساس زیبا هست

منو حالا نوازش کن، همین حالا که تب کردم

اگه لمسم کنی شاید، به دنیای تو برگردم . . .

نوشته شده در دوشنبه دوم تیر 1393ساعت 22:40 توسط نازنین|




مطالب پيشين
» ادعای بی تفاوتی سخت است !
»
» امکانش هست
» مهم نيست چقدر منتظر باشي مهم اينه كه منتظر چه كسي باشي...
» وای بر آن روزی که چیزی- حتی عشق- عادتمان شود
» ﻋﺎﺩﺕ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﺑﻪ ﺍﯾـﻨﮑﻪ ﻫــﻤــﯿــﺸﻪ...
» ﻋﺎﻗﺒﺖ، ﯾﮏ ﺭﻭﺯ،
» از یه جایی به بعد ...
» 20 مرداد 93 تولدم در کنار حسین عزیزم
» شخصی 46
Design By : ParsSkin.Com